از اینکه رمانی معروف و بسیار توصیه شده را نمی فهمید، پیش خودتان شرمسار اید؟ چرا این مسئله رخ می دهد و چه می توان کرد؟

به گزارش یومی بلاگ، بسیاری از ما تجربه ای مشابه داشته ایم: کتابی را که در تمام لیست های باید پیش از مرگ خواند حضور دارد، با اشتیاق باز می کنیم اما پس از چند صفحه، در میان انبوه کلمات و استعاره ها گم می شویم. این حس که چرا رمان های مشهور را نمی فهمیم، اغلب با نوعی شرم پنهان یا احساس بی سوادی همراه است که باعث می گردد کتاب را به قفسه بازگردانیم. حقیقت این است که درک رمان های سخت صرفا به هوش بستگی ندارد بلکه به آمادگی ذهنی، شناخت تکنیک های روایی و درک بافت تاریخی اثر گره خورده است. در این مقاله ، دلایل علمی و روان شناختی این پدیده را آنالیز نموده و راهکارهایی عملی برای لذت بردن از متون پیچیده ارائه می دهیم.

از اینکه رمانی معروف و بسیار توصیه شده را نمی فهمید، پیش خودتان شرمسار اید؟ چرا این مسئله رخ می دهد و چه می توان کرد؟

01

چرا فکر ما در برابر متون کلاسیک مقاومت می نماید؟

نخستین و مهم ترین علتی که باعث می گردد در درک رمان های سخت دچار مشکل شویم، تفاوت در بار شناختی متون مدرن و کلاسیک است. در عصر دیجیتال، مغز ما به مصرف اطلاعات لقمه ای و سریع عادت نموده است، در حالی که رمان های بزرگ مانند آثار پروست یا جویس، احتیاجمند تمرکزی عمیق و ممتد هستند. وقتی با جملات طولانی و توصیفات چندصفحه ای روبرو می شویم، حافظه فعال (Working Memory) ما پر می گردد و توانایی پردازش معنای کلی پاراگراف را از دست می دهد. این به معنای ناتوانی فکری نیست، بلکه نشان دهنده کاهش ظرفیت تمرکز در دنیای پرهیاهوی امروز است. برای عبور از این سد، باید مغز را دوباره برای خواندن متن های طولانی تربیت کرد.

02

سد زبانی و تکامل واژگان در طول تاریخ

زبان موجودی زنده است که مدام تغییر می نماید. وقتی رمان هایی از قرن هجدهم یا نوزدهم می خوانیم، با کلمات و ساختارهای نحوی روبرو می شویم که امروزه منسوخ شده اند. این موضوع باعث ایجاد اصطکاک در خواندن می گردد. در بسیاری از موارد، نویسندگان بزرگ تعمدا از زبانی غریب استفاده می کردند تا خواننده را وادار به درنگ نمایند. این تکنیک که در نقد ادبی به آن آشنایی زدایی می گویند، ابزاری است برای اینکه دنیا را از دریچه ای نو ببینیم. بنابراین، نفهمیدن بعضی جملات در اولین برخورد، بخشی از نقشه نویسنده برای به چالش کشیدن ادراک روتین ما از واقعیت است و نباید باعث ناامیدی گردد.

03

تکنیک جریان سیال فکر و آشفتگی روایی

بسیاری از رمان های مدرنیستی که خواندنشان سخت است، از تکنیک جریان سیال فکر (Stream of Consciousness) استفاده می نمایند. در این سبک، نویسنده به جای روایت خطی و منطقی، کوشش می نماید آشفتگی و جهش های فکری شخصیت ها را بازسازی کند. آثاری مثل خشم و هیاهو اثر ویلیام فاکنر (William Faulkner) به همین علت گیج نماینده هستند. در اینجا مشکل از فهم شما نیست، بلکه نویسنده تعمدا مرزهای زمان و مکان را به هم ریخته تا تجربه درونی شخصیت را منتقل کند. برای خواندن این آثار، نباید در پی پیوند منطقی فوری بود؛ بلکه باید اجازه داد تصاویر و احساسات در فکر ته نشین شوند تا در نهایت الگوی کلی داستان نمایان گردد.

زنگ تفریح: وقتی خود نویسنده ها هم نمی فهمیدند چه نوشته اند!

جالب است بدانید که حتی نویسندگان بزرگ هم گاهی در برابر آثار پیچیده دیگران (یا حتی خودشان) تسلیم می شدند! حکایت شده که وقتی از رابرت براونینگ، شاعر بزرگ انگلیسی، درباره معنای یکی از شعرهای بسیار سختش پرسیدند، او با لبخند پاسخ داد: زمانی که این را می نوشتم، فقط خدا و رابرت براونینگ می دانستند منظورش چیست؛ اما حالا فقط خدا می داند! این یعنی سختی متن همیشه به معنای وجود یک پیغام فوق سری نیست؛ گاهی خودِ فرآیندِ خلق، آنقدر پیچیده می گردد که خالق اثر هم در هزارتوی خودش گم می گردد. پس اگر دفعه بعد کتابی را نفهمیدید، یادتان باشد که شاید خود نویسنده هم در همان لحظه با شما هم دردی می نماید.

04

فقدان بافت تاریخی و فرهنگی (Context)

رمان ها در خلاء نوشته نمی شوند. هر اثر بزرگی، واکنشی به شرایط سیاسی، اجتماعی و مذهبی زمانه خودش است. وقتی ما رمان اولیس اثر جیمز جویس (James Joyce) را می خوانیم بدون اینکه از تاریخ ایرلند، مذهب کاتولیک یا اساطیر یونان باستان آگاهی داشته باشیم، طبیعی است که بخش بزرگی از کنایه ها و اشارات را متوجه نشویم. این موضوع شکاف فرهنگی نام دارد. برای حل این مشکل، مطالعه نقدها، مقدمه ها و راهنماهای خواندن (Reading Guides) لازم است. در واقع، خواندن یک رمان کلاسیک، بیشتر شبیه به یک پروژه تحقیقاتی است تا یک تفریح ساده و گذرا.

05

نقش نخبه گرایی ادبی در ایجاد احساس شرم

جامعه شناسی ادبیات نشان می دهد که گاهی اوقات، سختنویسی ابزاری برای تمایز طبقاتی بوده است. در دوره هایی، خواندن و فهمیدن آثار سخت، نشانه ای از تعلق به طبقه روشنفکر و تحصیل نموده محسوب می شد. این موضوع باعث شده که امروزه خوانندگان عادی وقتی متنی را نمی فهمند، احساس حقارت نمایند. اما باید بدانیم که ارزش یک رمان لزوما به پیچیدگی آن نیست. بسیاری از آثار بزرگ دنیا با زبانی ساده نوشته شده اند. شرم از نفهمیدن، مانع اصلی یادگیری است. پذیرش این نکته که من فعلا برای این کتاب آماده نیستم یا این سبک با سلیقه من سازگار نیست، اولین قدم برای داشتن یک رابطه سالم با ادبیات است.

06

تأثیر سینما و رسانه ها بر انتظارات ما از داستان

ساختار روایی در سینمای هالیوود و سریال های مدرن، فکر ما را برای پاداش فوری تربیت نموده است. ما عادت نموده ایم که هر صحنه، پیش برنده داستان باشد و هر دیالوگ، گرهی را باز کند. در مقابل، رمان های کلاسیک اغلب دارای بخش های طولانی هستند که هیچ اتفاق خاصی در آن ها نمی افتد و صرفا به توصیف فضا یا تاملات فلسفی می پردازند. این تضاد بین سرعت رسانه ای و تامل ادبی باعث می گردد رمان های بزرگ در نظر ما خسته نماینده یا غیرقابل فهم جلوه نمایند. برای غلبه بر این موضوع، باید آگاهانه سرعت خواندن را پایین آورد و لذت را نه در چه می گردد داستان، بلکه در چگونه بیان شدن آن جستجو کرد.

07

ارتباط سلامت روان و تمرکز در مطالعه

گاهی ریشه عدم درک متون، نه در خود کتاب و نه در سطح دانش ما، بلکه در شرایط روان شناختی ماست. استرس مفرط، اضطراب و پدیده ای به نام خستگی تصمیم گیری (Decision Fatigue) مستقیما بر توانایی نیمکره چپ مغز در تحلیل ساختارهای زبانی پیچیده اثر می گذارد. وقتی فکر ما با دغدغه های روزمره اشباع شده باشد، خواندن جملاتی که احتیاج به تحلیل منطقی دارند غیرممکن به نظر می رسد. در روان پزشکی مدرن، مطالعه متون سخت گاهی به عنوان تمرینی برای بازپروری توجه (Attention Rehabilitation) پیشنهاد می گردد. پس اگر کتابی را نمی فهمید، شاید فقط احتیاج به استراحت و تخلیه فکری پیش از آغاز مطالعه دارید.

زنگ تفریح: رمان هایی که برای خوانده نشدن نوشته شده اند!

آیا می دانستید کتابی به نام شب زنده داری فینگان ها (Finnegans Wake) وجود دارد که جیمز جویس 17 سال صرف نوشتن آن کرد و تقریباً هیچ کس در دنیا ادعا نمی نماید که آن را به طور کامل فهمیده است؟ این کتاب با نیمی از یک جمله آغاز می گردد و با نیمه دیگر همان جمله تمام می گردد! جویس می خواست زبانی اختراع کند که شبیه به منطق خواب و رویا باشد. او یک بار به شوخی گفت: تنها چیزی که از خواننده ام می خواهم این است که تمام زندگی اش را وقف خواندن آثار من کند! پس اگر در برابر یک رمان مشهور کم آوردید، بدانید که گاهی هدف نویسنده دقیقاً همین بوده که شما را در یک بازی بی سرانجام زبانی گیر بیندازد.

08

مقایسه با یافته های مشابه در هنرهای دیگر

این پدیده فقط مختص ادبیات نیست. در موسیقی کلاسیک یا نقاشی انتزاعی نیز ما با لایه هایی از معنا روبرو هستیم که در نگاه اول غیرقابل فهم به نظر می رسند. همان طور که گوش دادن به یک سمفونی سخت احتیاج به تربیت شنیداری دارد، خواندن رمان های مشهور هم احتیاج به تربیت بینایی ادبی دارد. تحقیقات نشان می دهد کسانی که در درک رمان های پیچیده پیروز ترند، معمولاً کسانی هستند که به جای کوشش برای فهم تک تک کلمات، اجازه می دهند کلیت اثر بر آن ها اثر بگذارد. این درست مثل تماشای یک تابلوی امپرسیونیستی است؛ اگر خیلی نزدیک شوید فقط لکه های رنگ می بینید، اما اگر کمی فاصله بگیرید، تصویر کامل ظاهر می گردد.

09

اشتباهات رایج: چرا نباید از لغت نامه زیاد استفاده کرد؟

یکی از خطاهای علمی در روش مطالعه، توقف مکرر برای چک کردن کلمات در لغت نامه است. این کار باعث شکستن جریان غوطه وری می گردد. مغز انسان قدرت فوق العاده ای در درک معنا به وسیله بافتار (Context) دارد. وقتی برای هر کلمه غریب توقف می کنید، پیوستگی معنایی جمله در فکر شما از بین می رود و در نهایت احساس می کنید چیزی نفهمیده اید. راه چاره حرفه ای این است که زیر کلمات خط بکشید و به خواندن ادامه دهید. بسیاری از گره های معنایی در صفحات بعدی خودبه خود باز می شوند. هدف از خواندن رمان، یادگیری لغت نیست، بلکه تجربه یک زیستِ موازی است.

10

استراتژی مطالعه فعال (Active Reading)

برای غلبه بر سختی متون، باید از یک خواننده غیرفعال به یک خواننده فعال تبدیل شوید. حاشیه نویسی، خلاصه نویسی هر فصل و حتی کشیدن نمودار روابط شخصیت ها می تواند معجزه کند. در رمان های طولانی روسی مثل آثار داستایوفسکی، تعدد نام ها و القاب یکی از موانع اصلی درک داستان است. داشتن یک یادداشت کوچک در کنار کتاب که نام شخصیت ها و نسبت هایشان را معین کند، بار فکری شما را به شدت کاهش می دهد و به شما اجازه می دهد روی مفاهیم عمیق تر تمرکز کنید. مطالعه فعال یعنی به جای اینکه اجازه دهید کتاب بر شما ببارد، شما به درون دنیای کتاب نفوذ کنید.

11

چگونه با ترس از کلاسیک ها مقابله کنیم؟

روان شناسیِ مواجهه با آثار بزرگ نشان می دهد که انتظار کمال یکی از عوامل شکست در مطالعه است. ما فکر می کنیم چون یک کتاب شاهکار است، باید در هر لحظه از آن لذت ببریم یا همه چیزش را بفهمیم. این فشار روانی باعث انقباض فکری می گردد. پیشنهاد می گردد با این فکریت آغاز کنید که قرار است فقط 30 درصد کتاب را بفهمید. این کاهش فشار باعث می گردد فکر بازتر شده و در کمال تعجب، درصد بسیار بیشتری را درک کند. به یاد داشته باشید که رمان های بزرگ برای بازخوانی (Rereading) نوشته شده اند. هیچ کس در اولین خوانش، تمام ظرایف یک اثر کلاسیک را درک نمی نماید.

12

قدرت گروه های کتاب خوانی و خرد جمعی

یکی از برترین راه چارهها برای فهم رمان های مشهور، خواندن تیمی یا شرکت در حلقه های ادبی است. وقتی سختی یک متن را با دیگران به اشتراک می گذارید، متوجه می شوید که نقاط ابهام شما تنها مختص به شما نیست. بحث کردن درباره یک فصل سخت، زوایایی را روشن می نماید که ممکن بود در تنهایی هرگز به آن ها پی نبرید. امروزه در پلتفرم هایی مثل گودریدز (Goodreads)، گروه های تخصصی برای خواندن آثار سخت وجود دارد که با همگام سازی سرعت مطالعه و گفتگو، سفر در دل یک رمان سخت را به تجربه ای لذت بخش و جمعی تبدیل می نمایند. ادبیات در اصل برای مصاحبه ساخته شده است، نه برای انزوا.

سوالات متداول (Smart FAQ)

1. آیا ندانستن معنای دقیق کلمات در یک رمان کلاسیک نشانه بی سوادی است؟

خیر، این موضوع لزوماً به سطح سواد شما مربوط نمی گردد بلکه به تغییرات زبانی در گذر زمان بستگی دارد. بسیاری از واژگانی که در قرون گذشته رایج بوده اند، امروزه حتی برای تحصیل نموده های آن زبان هم غریب به نظر می رسند. نویسندگان بزرگ اغلب از واژگان تخصصی یا آرکائیک برای خلق فضایی خاص استفاده می کردند که درک آن ها احتیاج به تجربه و زمان دارد. مهم ترین نکته، درک حس و حال کلی و پیغام نویسنده است که فراتر از تک تک واژگان قرار می گیرد.

2. چرا بعضی رمان های مشهور اینقدر طولانی و پر از جزئیات ظاهراً بی فایده هستند؟

در دوران پیش از اختراع دوربین و سینما، نویسندگان وظیفه داشتند تمام صحنه ها را با کلمات برای خواننده نقاشی نمایند تا تصویر دقیقی در فکر او شکل بگیرد. این جزئیات که امروزه ممکن است خسته نماینده به نظر برسند، در واقع ابزاری برای ایجاد اتمسفر و واقع گرایی در داستان بوده اند. بعلاوه، بسیاری از این توصیفات دارای نمادهای پنهانی هستند که به لایه های زیرین شخصیت پردازی و تم اصلی رمان اشاره دارند. صبر کردن در میان این جزئیات، بخشی از آیین مطالعه متون کلاسیک است که به تعمیق تجربه خواننده یاری می نماید.

3. برترین راه برای آغاز خواندن یک رمان بسیار سخت چیست؟

پیشنهاد می گردد قبل از باز کردن کتاب، یک خلاصه کوتاه از داستان و پیش زمینه تاریخی آن را در منابع معتبر مطالعه کنید. دانستن طرح کلی داستان (Plot) باعث می گردد هنگام خواندن متن اصلی، انرژی فکری شما به جای کشف اتفاقات، صرف درک ظرایف زبانی و مفاهیم گردد. بعلاوه، گوش دادن به نسخه های صوتی همزمان با خواندن متن می تواند به درک ریتم و لحن جملات پیچیده یاری شایانی کند. آغاز کردن با مقدمه های تحلیلی که معمولاً در ابتدای نسخه های معتبر چاپ می شوند، دید بسیار خوبی به شما خواهد داد.

4. اگر با تمام کوشش ها باز هم کتابی را نفهمیدیم، باید آن را به اتمام برسانیم؟

هیچ قانون سفت و سختی وجود ندارد که شما را مجبور به تمام کردن هر کتابی کند، اما پیشنهاد می گردد حداقل 50 تا 100 صفحه به کتاب فرصت دهید. گاهی اوقات سبک نویسنده پس از مدتی برای فکر شما عادی می گردد و به تدریج با منطق روایی آن آشنا می شوید. اگر بعد از این مدت همچنان احساس انزجار یا خستگی مفرط داشتید، شاید زمان مناسبی برای خواندن آن اثر خاص نباشد. می توانید کتاب را کنار بگذارید و چند سال بعد، زمانی که تجربه زیسته و مطالعاتی بیشتری دارید، دوباره سراغش بروید.

5. آیا ترجمه نامناسب می تواند علت اصلی نفهمیدن یک رمان باشد؟

بله، ترجمه در درک آثار ادبی نقش حیاتی ایفا می نماید و یک ترجمه ضعیف می تواند برترین شاهکارهای دنیا را به متونی بی روح و نامفهوم تبدیل کند. مترجم باید علاوه بر تسلط به زبان، به روح اثر و بافتار تاریخی آن نیز وفادار بماند تا معنا به درستی منتقل گردد. همیشه سعی کنید معتبرترین ترجمه ها را با تحقیق از اهل فن یا آنالیز نقدهای ادبی انتخاب کنید. گاهی تفاوت بین یک ترجمه خوب و بد، تفاوت بین لذت بردن از کتاب و انداختن آن به گوشه اتاق است.

6. چگونه می توانیم تمرکز خود را برای خواندن جملات طولانی افزایش دهیم؟

تمرین های فکر آگاهی و دوری از محرک های دیجیتال مانند تلفن همراه، نیم ساعت قبل از مطالعه، به آرامش فکر یاری می نماید. سعی کنید در محیطی آرام و با نور مناسب مطالعه کنید و در ابتدا زمان های کوتاهی (مثلاً 20 دقیقه) را به مطالعه اختصاص دهید. بلند خواندن جملات بسیار پیچیده باعث می گردد سیستم شنوایی به یاری سیستم بینایی بیاید و درک ساختار نحوی جمله آسان تر گردد. تداوم در مطالعه روزانه، حتی به اندازه کم، به تدریج عضله تمرکز شما را برای متون سنگین تر تقویت خواهد نمود.

7. آیا تماشای فیلم اقتباس شده از رمان، به فهم خودِ کتاب یاری می نماید؟

تماشای فیلم می تواند یک شمای کلی از پیرنگ و شخصیت ها به شما بدهد که برای آغاز مطالعه مفید است. با این حال، باید مراقب باشید که تصاویر فیلم، قدرت تخیل شما را محدود ننمایند و باعث نشوند که لایه های عمیق متن را نادیده بگیرید. فیلم ها معمولاً تاملات درونی و فلسفی نویسنده را که بخش بزرگی از فهم رمان است، حذف می نمایند. بنابراین، فیلم را به عنوان یک مکمل و نه جایگزین برای تجربه ناب خواندن در نظر بگیرید. تماشای فیلم بعد از اتمام کتاب نیز می تواند لذت مقایسه دو مدیوم مختلف را به شما هدیه دهد.

جمع بندی نهایی

درک رمان های سخت فرآیندی است که بیش از هر چیز به صبوری و شفقت با خود احتیاج دارد. نباید فراموش کرد که ادبیات بزرگ، برای پاسخ دادن به پرسش های بنیادین بشری خلق شده و این مسیر طبیعتاً پرپیچ و خم است. نفهمیدن، نه یک شکست، بلکه دعوتی است برای کاوش بیشتر و بازنگری در الگوهای فکری. با پذیرش سختی به عنوان بخشی از لذتِ کشف، و استفاده از ابزارهای یاریی مانند مطالعه فعال و شناخت بافت تاریخی، می توان سد میان خود و شاهکارهای دنیا را شکست. در نهایت، رمان ها پل هایی هستند به روان های دیگر؛ گاهی برای عبور از این پل ها، باید قدم هایمان را آهسته تر و آگاهانه تر برداریم تا زیبایی های نهفته در زیر پوستِ کلمات را لمس کنیم.

تجربه شما از مواجهه با غول های کاغذی چیست؟

آیا تا به حال کتابی بوده که چندین بار سراغش رفته باشید اما در نیمه راه رهایش نموده باشید؟ یا برعکس، رمانی که در ابتدا برایتان غیرقابل فهم بوده و بعد به محبوب ترین اثرتان تبدیل شده است؟ نظرات و راه چارههای شخصی خود را در بخش دیدگاه ها با ما به اشتراک بگذارید تا با هم از سختی های خواندن لذت ببریم!

دکتر علیرضا مجیدی

پزشک، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران

دکتر علیرضا مجیدی، نویسنده و بنیان گذار وبلاگ خبرنگاران .

با بیش از 20 سال نویسندگی ترکیبی مستمر در زمینهٔ پزشکی، فناوری، سینما، کتاب و فرهنگ.

باشد که با هم متفاوت بیاندیشیم!

دربارهٔ علیرضا مجیدی در خبرنگاران

مطالب مرتبط

با تکنیک مغزخوانی نو می توان به صورت تقریبی گفت که شما اخیرا چه داستانی شنیده اید یا به چه…

در این لحظات باز هم توصیه کتاب! کتاب سفر به انتهای شب از لویی فردینان سلین را اگر…

آیا مرور یک مسئله پیش از خواب واقعاً به حل آن یاری می نماید؟ شرح علمی نقش خواب در…

آیا تا به حال سریالی را نیمه کاره رها نموده اید و بعداً فهمیده اید اشتباه بزرگی نموده اید؟

این 10 شرکت بسیار معروف، کارشان را از ساختن این وسایل پیش پا افتاده آغاز کردند

پیش از اینکه یک پیشنهاد شغلی را بپذیرید؛ این 4 پرسش را از خودتان بپرسید

منبع: یک پزشک
انتشار: 18 اردیبهشت 1405 بروزرسانی: 18 اردیبهشت 1405 گردآورنده: umeblog.ir شناسه مطلب: 14400

به "از اینکه رمانی معروف و بسیار توصیه شده را نمی فهمید، پیش خودتان شرمسار اید؟ چرا این مسئله رخ می دهد و چه می توان کرد؟" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "از اینکه رمانی معروف و بسیار توصیه شده را نمی فهمید، پیش خودتان شرمسار اید؟ چرا این مسئله رخ می دهد و چه می توان کرد؟"

* نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید